x یاران همدل سلام x
eng : j.najafzadeh....... هر رفتنی برای رسیدن نیست ولی برای رسیدن راهی جز رفتن نیست
در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خـــدا بود . (دکتر شریعتی) ===========================================================
پاییز فصل عروسی جوانان روستایی با توجه به پایان فصل گرما و برداشت محصول و رسیدن فصل شاعران (پاییز) و اوقات فراغت روستاییان ،جوانان زیادی اقدام به برگزاری جشن عروسی بویژه درروستاها میکنند. چندی پیش محفل عروسی سنتی و با شکوهی به رسم روزگاران قدیم در روستای مرزی سرانی از توابع شیروان توسط آقای شیردل برگزار شد و هفته بعد از آن نیز مراسم باشکوهی توسط آقای قارشی در اسفرایین برگزار شد که در کنار اساتیدی چون کلیم الله توحدی و دوستان فرهنگ دوست دیگر سند افتخاری از گردهمایی و همدلی مردمان ذلال کرد(کرمانج) رقم خورد. در تاریخ ۷/۸/۸۸ میهمان دوست عزیز وشاعرمان استاد سپاهی از توابع لایین نو کلات (روستای مرزی سنگدیوار) بودیم یک شبانه روز آوای خوش موسیقی محلی و میهمان نوازی مردمان خون گرم منطقه لحظات فراموش ناشدنی را برایمان خلق کرد. ۱۵/۸/۸۸ به دعوت هنردوست ارجمند آقای شهباز در شهر چناران ،دیدار دوستان واساتید چون شاهمرادی که به لطف خدا به تازگی روحیه خوبی داشته و به اصرار دوستان لحظاتی ما را به خاطرات گذشته و جوانی سیر دادند .همچنین هنر نمایی خواننده میلیونی آقای مظفر و.....آقای حنجره طلائی از شیروان و آقای گنج بخش از غیور مردان کردو.... خستگی های هفتگی را از تنمان زدود. تا باد چنین باد............. ================================================= =======================================================ا این تصویر یک صخره در برمه است.این عکس فقط در یک روز خاص از سال میتواند گرفته شود.در این روز اشعه خورشید با زاویه خاصی بر این صخره می تابد برای دیدن تصویر عمودی ادامه مطلب پایین را کلیک کنید......... ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ معلم پای تخته داد می زد ===================================================== این هم یک تست خود شناسی برای اینک بدانید دیگران راجع به شما چگونه می اندیشند.(ادامه مطلب در پایین را کلیک کنید) درسالروز میلاد امام اول شیعیان علی (ع) میهمان آقای ایرانی یکی از هنرمندان خوب چنارانی(روستای خریج) بودیم . در مراسم عروسی فرزند ایشان همایشی دیگر از گردهمایی دوستان و فرهیختگان فرهنگ و ادب این سرزمین برپا بود. با صدای سحر انگیز و ملکوتی سورنا(کرنا) و دهل شبی بیاد ماندنی را بدور از هیاهوی عصر حاضر گذراندیم. در طول شب ،استاد محمدرضا شاهمرادی هنرمند برجسته سالهای دور همنشین و هم صحبت بنده بودند که با وجود کسالتشان با بزرگوار ی در اغلب مراسم دوستان شرکت می کنند . در لابلای برنامه ها گریزی به آثار گذشته شان و حال هوای آن روزهای پر خاطره داشتیم و ایشان با مناعت طبع و حسرت ایامی که گاهی با نامهربانی روزگار همراه بوده خاطراتشات را مرور می کردند.......... هفته آینده عروسی یکی از فرزندان این چهره خوش آوا هست و بنده شاهد تلاش دوستان زیادی هستم که از هفته ها پیش در کنار استاد مشغول برنامه ریزی و تدارک همایشی دیگر از جنس یکرنگی وصداقت برای خلق خاطره ای دیگر ازاین فرهنگ ذلال هستند. ما هم پیشاپیش این پیوند مبارک را حضور خانواده ایشان شاد باش می گوییم. ( جوانی یکی از آثار بیاد ماندنی ایشان با صدا و موسیقی فوقالعاده زیباییست که بارها از صدا و سیما پخش شده است.) -------------------------------------------------------------------------------------- یک هفته بعد.................... و اما گزارش حال هوای عروسی پسر آقای استاد شاهمرادی.............. ایران -خراسان شمالی -بجنورد،میهمانان دسته دسته با خانوادهاشان وبا پوششی فراخور مجلس وارد می شوند .گروهی از اقوام ،عده ای فرهنگی ،جمعی موسیقیدان وگروهی دیگر که نه ،همه دوستداران سالهای دور صدای استاد شاهمرادی هستند ...... دیگر جایی برای نشستن نیست و هرکس با هر موقعیتی و منصبی به محض ورود در صف مجلسیان می نشیند تا از گردهمائی و برنامه های پی در پی که توسط دو مجری توانمند(استاد جانعلی زاده و اخوی بنده حمید نجف زاده ) اعلام می شوند فیض ببرند. دهل وسورنای (محمدرحیم و شیرویه از عاشیقهای شیروان) فضای مجلس را دگرگون کرد و فریاد همه را در عین سکوت برآورد. نوبت به مظفر حمیدی خواننده میلیونی و پر طرفدار به همراه قوشمه بجنوردیها (به گمانم آقای باغچقی)رسید.مردم سراپا به رقص و پایکوبی پرداختند چه آنها که به میدان آمده و چه آنها که در جای نشسته ابراز احساسات کرده واز درون رقصی پنهانی داشتند. مراد حسن زاده از پیشکسوتان خوب موسیقی سنتی و کلاسیک که دارای صدائی مخملی و زیبا که بارها صدایشان از شبکه های صدا وسیما و حتی ماهواره پخش شده و مدعی شاگردی آقای شاهمرادی نیز هستند با همراهی ویولون بسیار زیبای علی آبادی آمده بودند تا درس پس دهند..............حسن سخاوتی و بسیاری هنرمندان دیگر که فرصت هنرنمائی برایشان نبودو.............سر انجام نوبت به خود استاد شاهمرادی رسید که پس از سالها سکوت به تقاضای مکرر میهمانان و به حرمت میهمان نوازی قطعه ای را اجرا و حقیقتا زیبا اجرا کردندو بنده اولین بار بود که توانستم تناسب صدا و شخصیت استاد را با یکدیگر مجسم کنم و..........عجب شبی بود آن شب........! و اما حواشی برنامه.......... در بین میهمانان دوستان زیادی به چشم می خوردند ولی بنده با چهره های جدیدی آشنا شدم که حقیقتا مایه افتخار فرهنگ ماهستند.ازجمله با آقای عیسی خان حاتمی مرد بزرگی که از تهران تشزیف آورده بودند وخاضعانه روی زمین نشسته بودند و بنده چند دقیقه ای را در کنار ایشان نشسته تا بیشتر فیض ببرم. ایشان سردبیر مجله تعطیل شده ایران مهر....عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران.... عضو جبهه متحد کرد...دبیر اجرائی همبستگی و حقوق بشرایران...عضو کانون نویسندگان مشروطه یک آرمان بزرگ برگزیده ای از مقاله فیلتر شده ایشان:http://www.melliun.org/nehzatmel/nm07/01/29hatami.htm آقای محبی مدیر رادیوی خراسان رضوی میهمان دیگری بود که سالهای قبل با ایشان آشنا شدم. و آقای جهانی سردبیر هفته نامه ارمغان(خراسان شمال). و دوستان خوب ما ،استاد اسماعیل حسین پور و چاره ساز از اعضای شورای شهر شیروان-دکتر فرهادی -جاویدی رئیس هیئت کاراته استان-مهندس نامور -حاج نیک اندیش و حاج غلامی-رفعت - گنج بخش -ملک سیما-علی نیا-آرش-گوهرتاجی-فردین حسنعلی پور و.....بسیاری دیگر از فرهنگ دوستان که در محفل حضور داشتند. ***************************************************************************** نه هست های ما چونانکه بایدند نه باید ها... مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را ، با بغض می خورم عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره می کنم: باشد برای روز مبادا ! اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه می داند؟ شاید امروز نیز روز مبادا باشد ! وقتی تو نیستی نه هست های ما چونانکه بایدند نه باید ها... هر روز بی تو روز مباداســـت !....................................(قیصر امین پور) گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است. --------------------------------------------- مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پیش کشف کرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد استفاده می کردند. ========================= راز موفقیت درزندگی.............
دعوایی که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر "آن ترک شیرازی" اتفاق افتاده:
========================================================== فضا و طبیعت بکر و کوهستانی منطقه زیبا و حفاظت شده گلیل (مرز ایران و ترکمنستان ، فاصله از شیروان۱:۱۵جاده آسفالت ) جای همه دوستان خالی جمعه گذشته به همراه دوستان وعلاقه مندان زیادی از طبیعت بکر و با صفای گلیل با اسقرار بر روی چشمه گبر و چمنزار طبیعی و هموار گلیل بهره بسیار بردیم .چشم انداز زیبا و رویایی منطقه و هوای پاک و خنکای بهار برای هر متفکر به رمز و راز خلقت ساعاتی فراموش ناشدنی در خاطرات ثبت خواهد کرد. آن گذشت و این نیز بگذرد.... سالی که گذشت برای همه ما فراز ونشیب، کامیابیها و ناکامی هایی داشت.خدا کندامسال ما پر بارتر از سالهای پیشین باشد.............آمین. بهار آمده است و اثری از تو نیست یاران همه آمده اند وخبری از تو نیست غنچه ها گل کرده اند ومی دانم رز پرپر شده،امیدی به آمدنت نیست. (نجف زاده بهار ۸۸) ! dear freinds i wishes you a New Year that brings good friends, good health, good luck and the best of things for you 1388 eng: javad najafzadeh حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت حیف و صد حیف که آن دولت بیدار گذشت بزرگترین عبادت تفکردرخلقت است.امام رضا (ع) ------------------------------------------------------ سرود ملی ای ایران با صدای استاد بنان آخرین راز شاد زیستن ماموریت شما در زندگی"بی مشکل زیستن" نیست " با انگیزه زیستن" ٬ است. اندرومتیوس با این اوصاف به نظربنده غم نیز در جایگاه خویش زیباست ، میگوئید نه ادامه مطلب را ملاحظه بفرمائید! شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید مگر مساحت رنج مرا حساب کنید محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید خطوط منحنی خنده را خراب کنید طنین نام مرا موریانه خواهد خورد مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید مگر سماجت پولادی سکوت مرا درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید بلاغت غم من انتشار خواهد یافت اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید ------------------------------------------------------------- ساوی را... قانات ئشكه ستي مه ئيشه و وه زاني له وي بي واريا چاو بوونه كاني ترجمه :پر و بال شکسته ام امشب؛ می دانی ؟ در این غروب بی هنگام چشمهایم چشمه ای شده اند......... دراین سرا آشیان برایم خواب و خیالی بیش نیست در آسمان برایمان تارو پودی براه انداخته اند. روزگار اینجا چشمهایش را برویمان بسته است ما در طوفان خونین آفتاب را از دست داده ایم.... ***************************************************************************************** و اما یک دوبیتی(البته اعتراف می کنم که من شاعر نیستم و اینها زمزمه ای بیش نیست) : ************************************************************ روزگاریست دوستیها بی رنگ گشته اند نارفیقان مدعی و همه چند رنگ گشته اند چشمهایت در بی قراری دل چون نسیم جان قیامت کرده اند نمی دانم خدا دعایم را و یا چشمانم به تو عادت کرده اند......(نجف زاده) ************************************************************** السلام علیک یا ابا عبدالله...............محرم۱۳۸۷ یک نفر مست می آید کوزه در دست می آید چه کسی گفته است عاشقی جرم است اتفاق است پیش می آید........... و من در جواب ایشان گفته ام: یک نفر مست آمده بود باده در دست آمده بود می گفت ره عاشقی پیموده است می گفت ولی بیراهه آمده بود........... تابلوی اعلانات دانشجویی: بزرگترین فن زندگی : استفاده ازفرصتهای بی نظیریست که بر ما میگذرد. ********************************************************************* دوستان دانشجو (بجنورد وشیروان)..... ---------------------------------------------------------------------------- نمرات نهائی دروس : سیستمهای عامل شبکه - امنیت شبکه و گرافیک ***************************************************************************************** وشما که منتظر کشته خویشید! ......... سیستم عامل و آزمایشگاه - شیروان:(ترم دوم ۸۷-۸۸) (کارگاه/سیستم عامل/چها رقم آخرشماره دانشجو)-دوستان عزیزسوالات با ارفاق تصحیح شده هیچگونه اعتراضی پذیرفته نیست.............بدرود. ۳۰۰۵/۱۳/۱۵-۳۰۰۹/۱۱/۱۵-۳۰۱۴/۱۱/۱۶-۳۰۰۴/۱۴/۱۲-۳۰۱۲/۱۳.۵/۱۷- ۳۰۱۷/۱۵.۵/۱۹-۳۰۱۹/۱۳/۱۹-۳۰۲۶/۱۱.۵/۱۲-۳۰۱۱/۱۲.۵/۱۹-۳۰۱۵/۱۵/۱۳- ۳۰۲۷/۱۴.۵/۱۶-۳۰۰۸/۱۲/۲۰-۳۰۰۱/۱۴.۵/۱۲-۳۰۰۰/۱۳/۱۳-۳۰۰۳/۱۲.۵/۱۷- ۳۰۰۷/۱۴/۱۴-۳۰۲۰/۱۹/۲۰-۳۳۲۵/۱۶/۲۰-۳۰۱۸/۱۷/۱۸-۳۰۰۶/۱۳.۵/۱۶-۳۰۱۳/۱۸/۱۸- ۳۰۲۱/۱۱.۵/۱۲-۳۰۱۰/۱۵/۱۸-۳۰۲۴/۱۴/۱۸-۳۰۱۶/۱۴/۲۰-۳۰۲۳/۱۳/۱۸-۳۰۲۲/۱۳/۱۵ گرافیک شیروان: ۳۳۰۶/۱۷-۳۳۱۱/۱۷-۳۳۱۲/۱۷-۳۳۱۵/۱۸.۵-۳۳۱۶/۱۹-۳۳۲۰/۲۰-۳۳۲۱/۱۸.۵- ۳۳۲۲/۱۸.۵-۳۰۱۹/۱۶-۳۳۲۹/۱۸-۳۰۵/۱۶-۳۳۰۸/۱۷-۳۳۱۲/۱۶-۳۳۱۴/۱۶-۳۳۱۷/۱۷- ۳۰۰۳/۱۸.۵-۳۰۲۷/۱۷.۵-۳۰۲۶/۱۷-۳۳۲۸/۱۶-۳۳۳۱/۱۵-۳۳۳۲/۱۴-۳۳۳۶/۱۶ ------------------------------------------------------------------------------------- ترم قبل:سیستم عامل: ۳۰۱۸-۱۶.۵و۳۰۰۸-۱۷و۳۰۱۶-۱۱و۳۳۰۱-۱۲و۳۰۲۴-۱۵و۳۰۲۱۱۷.۵و۳۰۲۸-۱۸و۳۰۰۹-۱۵و۳۰۲۲-۱۵و۳۰۰۵-۱۵.۵و۳۳۱۴-۱۲و۳۰۰۳-۱۷و۳۰۲۷-۱۴.۵و۳۰۱۵-۱۷.۵و۳۰۰۶-۱۷و۳۰۱۳-۱۵و۳۰۰۴-۱۴.۵و۳۰۰۱-۱۲و۳۰۲۶-۱۶و۳۰۱۰-۱۳.۵و۳۰۱۹-۱۱و۳۰۱۲-۱۸و۳۰۰۲-۱۶.۵و۳۰۲۹-۱۳و۳۰۲۵-۱۶.۵و۳۰۰۰-۱۶و۳۰۰۷-۱۶.۵و۳۳۲۶-۱۱.۵و۳۳۲۷-۱۱.۵و۳۰۱۱-۱۷و۳۰۱۷-۱۱و۳۰۲۳-۱۲.۵و۳۰۱۴-۱۵ سیستم عامل و آزمایشگاه- بجنورد: ۲۰۰-۱۵.۵و۲۰۵-۱۳.۵و۲۰۶-۱۵و۲۰۷۱۵.۵و۲۰۸-۲۰و۲۰۹-۱۶.۵و۱۲۱۰-۲۰و۲۱۱-۱۱.۵و۱۲۱۳-۱۷.۵و۱۲۱۶-۱۳.۵و۱۲۱۷-۱۳.۵و۱۲۲۰-۲۰و۱۲۲۳-۱۷و۱۲۲۵-۱۵و۱۲۲۶-۱۵.۵و۱۲۲۷-۱۵و۱۲۳۰-۲۰و۱۲۳۱-۱۴.۵و۱۲۳۲-۱۴و۱۲۳۷-۱۷و۱۲۳۸۱۲.۵و۱۲۴۱-۱۲.۵و۱۲۴۵-۱۲.۵و۱۲۴۷-۱۶و۱۲۴۹-۱۵.۵و۱۲۵۵-۱۷و۱۲۵۷-۱۴.۵و۱۲۶۲-۱۵.۵و۱۲۶۳-۱۳.۵و۱۲۶۴-۱۴.۵و۱۲۶۸-۱۴.۵و۱۲۷۰-۱۳.۵و۱۲۷۲-۲۰و۱۲۷۳-۱۸.۵و۱۲۷۴-۱۴.۵و۱۲۷۵-۱۳.۵و۱۲۷۸-۱۴.۵و۱۲۸۰-۱۵.۵و۱۲۸۱-۱۴و۱۲۸۴-۱۴.۵و۱۲۹۱-۱۵.۵و۱۲۹۲-۱۶و۱۲۹۳-۱۹و۱۲۹۴-۱۳.۵و۱۲۹۸-۱۶و۱۲۹۹-۱۵.۵و۱۳۰۲-۱۷و۱۳۰۳-۱۷.۵و۱۳۰۵-۱۵و۱۳۰۶-۱۵.۵و۱۳۰۷-۱۸.۵و۱۳۰۸-۱۴.۵و۱۳۰۹-۱۶و۱۳۱۰-۱۳.۵و امنیت شبکه و کارکاه -بجنورد: ۲۰۳-۱۷.۵و۲۰۴-۱۷.۵و۲۱۰-۱۵و۲۱۴-۱۸.۵و۲۱۵-۱۵و۲۱۶-۱۴و۲۱۸-۶و۲۲۴-۱۸.۵و۲۲۶-۱۶.۵و۲۳۷-۱۹و۲۴۱-۲۰و۲۴۴-۱۹و۲۴۸-۲۰و۲۵۱-۱۴و۲۵۵-۱۷.۵و۲۵۸-۱۷و۲۶۶-۱۷.۵و۲۶۸-۱۹و۲۷۰-۱۵و۲۷۴-۱۸و۲۷۶-۱۷و۲۸۵-۱۲و۲۸۷-۱۸و۲۸۹-۱۵.۵و۲۹۰-۱۸و۲۹۶-۱۲.۵و۲۹۷-۲۰و۲۹۸-۲۰و۲۹۹-۱۰ گرافیک شیروان: تحویل آموزش شد. هیچ کس خالی از اشکال نیست جز او.......... نیمه گمشده: آی مردم نیمه دوم من گم شده است پیدا نیست به گمانم در سرشت دلبری است پیدا نیست دلبران این سرا دل می ربایند و کمان ابرویند دلبر من آسمانی است در زمین پیدا نیست........(نجف زاده۱۳۸۷) عصر یکی از همین روزهای نیمه سرد بود که با هم یکی شدیم در یکی از همین روزهای پاییزی بود که آمدی و قرار از این دل بی قرار ربودی در بهار زیبا غزل سرائی کردیم و در تابستان گرم برای هم ذوب شدیم چون غزال رمیده به آغوشم رمیدی - چون پرنده ای تنها و بی آشیان در دل لانه کردی................. ومن باز هم از یادبرده بودم که پرنده رفتنی است. اینک روزها از آن اتفاق دوستی می گذرد و تو جانی دوباره گرفته ای و آشیان را بی پرنده رها می کنی ..... و نمی دانی که چقدر بی قرار میشوم وقتی در تصویر تو خاطرات زلال گذشته را مرور می کنم ........... و چقدر در دلم حرفهای ناتمام مانده است که جز خودت به هیچ کس نتوانم گفت.....بدرود (نجف زاده ۱۳۸۵) آمده بود تا پای جان بماند.........رفت.<> آمده بود
تا پای
جان بماند-رفت داغ بر دل بنهاد و جگرم سوخت رفت مدتی بود که دل مست سبویی شده
بود شعله بر خرمن شیدائی زدسوخت
رفت ما زغم هجر و آتش عشق آبدیده
شدیم وصیتنامه داریوش کبیر كشورها پول ايران رواج دارد.و ايرانيان در آن كشورها داراي احترام ميباشند و................ جرالدين دخترم: * در نقش ستاره باش اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهايي که برايت فرستاده اند تو را فرصت هوشياري داد، بنشين و نامه ام را بخوان. * نيمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر بيرون مي آيي، آن ستايشگران ثروتمند را فراموش کن. ولي حال آن راننده تاکسي را که تو را به منزل مي رساند بپرس. حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولي براي خريد لباس بچه نداشت، مبلغي پنهاني در جيبش بگذار..... * دخترم... هميشه کسي هست که بهتر از تو هنرنمايي کند . * دخترم، جرالدين، چکي سفيد براي تو فرستاده ام که هر چه دلت مي خواهد بگيري و خرج کني. ولي هر وقت خواستي دو فرانک خرج کني، با خود بگو سومين فرانک از آن من نيست. اين مال يک فرد فقير گمنام مي باشد که امشب به يک فرانک احتياج دارد. * دل به زر و زيور مبند. بزگترين الماس اين جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه مي درخشد.... * ..... برهنگي بيماري عصر ماست. به گمان من تن تو بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان کرده است. براستی چرا عشقهای زمینی با نوعی کوری و عدم واقعیت نگری همراه است ......
حرفهایی هست برای گفتن، و حرفهایی هست برای نگفتن،
شاید سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
ادامه مطلب

يك بايك برارنيست!
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آن که بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری را نشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
از میان جمع شاگردان یکی برخاست
"همیشه یک نفر باید به پا خیزد"
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است!
معلم مات بر جا ماند
و او پرسید:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز
یک با یک برابر بود؟
سکوت مدهوشی بود و سؤالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد:
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت
بالا بود
و آن که قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید؟
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟
یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟
معلم ناله آسا گفت:
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:
یک با یک برابر نیست!
"خسرو گلسرخی"
ادامه مطلب
![]()
ادامه مطلب



ادامه مطلب
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را
و صائب در جواب می گوید:
هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را
و شهریار در جواب می گوید:
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را
و دوستی گوید:
هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشد
یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را 
ادامه مطلب
رنج
زمستان است
و
ره می سپارم در جاده ی زندگی
دانه های برف بر گیسوانم
و
اندیشه ای سرد بر ...
زمان جدایی من و تو،
به اندازه ی ذوب برف ها خواهد بود
و
تو آن لحظه را به خاطر نخواهی سپرد
چرا که
ترا شتابی در کار خواهد بود
و
مرا رنجی در دل...
28 دسامبر 97سوئد-گیتا صرافی

هيلين سامه بوويه ئه رمان بوويه خه ون له ئاسمين سامه ر ا راچاندنه ته ون
فه له كي سا مه له ور گرتي چاوه مه له توفاني خو يني بايدا تاوه 
ادامه مطلب

ادامه مطلب


اينك كه من از دنيا ميروم بيست وپنج كشور جزو امپراتوري ايران ميباشد ودر تمام اين
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |







